خرید بک لینک

دل در گروستی و دو دیده به در است

عشقت به برستی و خیالت به سر است

بر یال افق مانده نگاهم به امید

هر گاه و گهی،در ره تو این نظر است

برچسب: نویسنده: یاسین قنبری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 17:42

خاک ایران، مادر من با شماست

چشم دل با خشت جانش آشناست

 

دست بیگانه به سویش گر رود

بر سرش آن ضربت شمشیر ماست

برچسب: نویسنده: یاسین قنبری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 17:42

جراحی بختیاری و تگله(بخیه) زیدن وا[1] تال[2] دین[3] اسب... مالخدا[44] پیا خووی بید و ز خووی هیچی کم نداشت؛ هم ز گفت و لفت و هم ز کد و بالا، پیایی بید به تموم مهنا بختیاری. منه ری[5] پهن و مِردونس تهنا جا یه زهم[6] باریکی ز گوشه لو[7] تا دین ایلوارس[8] تیانه[9] به خوس ادُهد[10]... گاشد[11] که ز تُر ت

برچسب: نویسنده: یاسین قنبری تاريخ: شنبه 6 خرداد 1396 ساعت: 6:57

... دستاس ری تیاس بید و هی اغارنید و اگد: به دادم برسین! امداد!...
کی گودرز رسید بس وگد: تهماس چته؟
گد: پوریز زیده منه تیم و تیمه کنده.
کی گودرز گد: کو تیته کنده؟
گد: تی پهریمه!
...دست هایش را روی چشمانش گذاشته بوذ و فریاد می زد و می گفت: به فریادم برسیو! کمکم کنید!
کی گودرز سر رسید و گفت: تهماسب چته؟
گفت: پرویز ده تو چشمم و چشمم را در آورده.
کی گودرز گفت:کدام چشمت را؟
گفت: چشم کناری ام را!


برچسب: نویسنده: یاسین قنبری تاريخ: شنبه 6 خرداد 1396 ساعت: 6:57

صفحه بندی